هفتـه هشتم

هفته‌ي هشتم

صفحه‌ي اول. درمان‌هاي رايج در درمانگاه

بخشي از فعاليت من حضور در درمانگاه اعصاب-روان‌پزشکي و مشاهده‌ي درمان‌هاي مرسوم در مرکز علوم اعصاب باليني #اتکينسون_مورلي است. در ايران به‌طورمعمول در شرايط مشابه بيمارمي‌بينيم، دريک بيمارستان عمومي و بيماران ارجاعي از ساير تخصص‌هاي غير روان‌پزشکي ازجمله مغز و اعصاب. غير از تعداد بيماران، شرايط درمانگاه ونحوه‌ي ارجاع تشابه زيادي در نوع بيماري‌ها بين ايران و اين‌جا وجود دارد و شامل اختلالات روان‌پزشکي در بيماري‌هاي مغز و اعصاب و جراحي مغز و اعصاب مي‌شود. طبيعي است ذهنم مدام ميان نحوه‌ي درمان در اين‌جا و بيمارستان‌هاي ايران مقايسه کند. درايران در مورد داروها اشتغال خاطر بسياري داريم و دوز داروها را به دقت انتخاب مي‌کنيم و به‌خاطر مصرف داروهاي ديگر سعي مي‌کنيم دارويي را انتخاب کنيم که تداخل کمتري داشته باشد، به‌عبارتي بخش زيادي از ذهن به دارو، انتخاب آن واثراتش معطوف است. اما آن‌چه در اين‌جا مي‌بينم متفاوت است، دارو زمان بسيار کمي از مصاحبه، ارزيابي و روند درمان را به خود اختصاص مي‌دهد و بيش‌تر مصاحبه، پزشک نقش درمانگر کلامي را داردو به مداخلات غيردارويي توجه بيش‌تري مي‌کند، داروها شبيه همين داروهايي است که درايران استفاده مي‌شود البته نوع ژنريک آن مثل مهارکننده‌هاي بازجذب سروتونين و مهارکننده‌هاي بازجذب سروتونين ونورآدرنالين و يا درنهايت داروهاي ضد روان‌پريشي نسل دوم. استاد روان‌پزشکي درمانگاه چندان دغدغه درمان‌هاي دارويي راندارد و اغلب همان داروي پزشک عمومي را تاييد مي‌کند و يا مختصري تغيير مي‌دهد. فکر کردم چرا اين‌گونه است دلايلي به ذهنم مي‌رسد. اين‌که داروشناس باليني بر روي درمان نظارت دارد و يا مداخله مي‌کند، اين‌که نقش پزشک عمومي در تأمين دارو مهم است و يا اين‌که مداخلات ديگر غيردارويي همانند روان درماني و يا مداخلات اجتماعي وتوانبخشي در کنارش وجود دارد. شايد اين‌جا روان‌پزشک تنها نيست وخدمات ديگر درماني در کنار وي وجوددارند لذا تمام تلاشش تمرکز بر دارو نيست ولي درايران، تنها روان‌پزشک است و دارو و بيمار.
در هرجلسه ويزيت اغلب بيماران گزارش روزانه‌ي خود را مکتوب و يا در لوح‌هاي رايانه اي مي‌آورند وبه پزشک نشان مي‌دهند و بازخورد مي‌گيرند و در بسياري ازموارد پزشک به بيمارصفحه‌هاي اينترنتي و يا اپليکشن‌هاي مفيد را معرفي مي‌کند و ايميل آن‌ها را براي اطلاع رساني جلسات آموزشي يادداشت مي‌کند و در نهايت در صورت نياز به خدمات روان‌درماني اغلب از نوع رفتار درماني شناختي، معرفي مي‌کند.

 

صفحه‌ي دوم. مرکز مراقبت‌هاي معنوي


هرروز صبح وقتي مي‌خواهم به دپارتمان اعصاب-روان‌پزشکي بروم بايد با آسانسور به طبقه‌ي دوم ساختمان گرانور بروم. از همان روزها‌ي اول تابلويي مقابل آسانسور بود که توجه من را جلب کرد:
Center of spiritual care.
دوست داشتم بدان چه خدماتي ارائه مي‌کنند رفتم ابتدا در بزنم سپس وارد شوم ديدم در بسته نيست و بدون کارت يا زنگ زدن مي‌توانيد وارد شويد. بعد از درب، يک راهروي دومتر در پنج متر مقابلم بود که چهار درب داشت. درب اول شيشه‌اي که از داخلش يک مرد سبزه با محاسن بلند و لباس عربي تيره نشسته بود و مقابلش صفحه‌ي رايانه قرارداشت. درب دوم نوشته بود اتاق باورهاي متنوع، اطاق سوم اتاق نمازمسلمانان بود و اتاق چهارم کليساي کوچک قرارداشت.
اينکه محل عبادت اديان مختلف کنار هم بودند برايم جالب بود. وارد اتاق درب شيشه ‌اي شدم. مردي که پشت رايانه نشسته بود روحاني مسلمان بيمارستان بود. خودم رامعرفي کردم و کمي راجع به کارشان پرسيدم. بدون مکث و درنگ استقبال کرد و به من توضيح داد. اينکه او و يک عالم مسلمان ديگر که خانم هست به‌صورت تمام وقت و نيمه‌وقت استخدام بيمارستان هستند و علاوه بر آن‌ها يک راهب مسيحي و يک روحاني يهودي هم حضور دارند و به بيماران خدمات لازم را ارائه مي‌دهند. اغلب خود بيماران درخواست مي‌کنند. در برخي موارد ممکن است پرستار و يا مددکار بيمار ارجاع دهد. وي ضمن ارزيابي باورهاي معنوي بيمار مسلما ن، در صورت نياز آياتي از قرآن و يا دعاها را به او آموزش مي‌دهد و يا به‌صورت مکتوب دراختيارش مي‌گذارد تا بيمار آن‌ها را به‌کارگيرد. کاغذي را به من نشان داد که اسامي پنج بيمار را دربخش‌هاي مختلف نوشته بود که در آن روز بايد آن‌ها رامي‌ديد، از واکنش بيماران به اين نوع خدمات پرسيدم و مي‌گفت رضايت نسبي دارند و به آرامش بيماران کمک مي‌شود و يادآور شد گاهي در هفته حدود سي وپنج بيمار را مي‌بيند. درصورت فوت بيمار، بيمارستان از آن‌ها درخواست مي‌کند تا آداب تدفين بيماران و همراهي متوفي تا گورستان را به‌عهده بگيرند. مي‌گفت تعامل خوبي با روحاني مسيحي و يهودي دارد و اين‌که روزهاي جمعه ظهر چون نزديک به شصت نفر براي نمازجمعه مي‌آيند ديوارمتحرک بين نمازخانه وکليسا برداشته مي‌شود و مسلمانان در کليسا نمازشان را مي‌خوانند، البته او جمعه‌ها در اين بيمارستان نيست و يکي ازپرسنل اين مسوليت را به عهده دارد.