هفته چهـارم

هفته‌ي چهارم

 صفحه‌ي اول. درمانگاه

در سيستم سلامت ملي انگليس يا به اصطلاح ان اچ اس سياست کلي بر کاهش تخت‌هاي بيمارستاني و گسترش خدمات سرپايي و اجتماعي است. دلايل بسياري براي اين سياست ذکر مي‌کنند. يکي از دلايل مهم، کاهش هزينه‌هاست، از اين رو علاقه‌اي براي افزودن تخت‌هاي بستري روان‌پزشکي در بيمارستان‌هاي عمومي وجود ندارد و خدمات روان‌پزشکي مشاوره و نوروسايکياتري دربيمارستان‌هاي عمومي به صورت سرپايي و در قالب واحدهاي مشاوره انجام مي‌شود. يکي از فعاليت‌هاي اين واحدها، درمانگاه‌هاي سرپايي روان‌پزشکي رابط-مشاور و نوروسايکياتري است.
دربيمارستان #سنت_جرجز واحد نوروسايکياتري در ساختمان #گرونور قراردارد و شما براي اين‌که به درمانگاه برويد لازم است از يک راهروي طولاني عبور کنيد تا به ساختمان #اتکينسون_مورلي برسيد و جالب است که در اين راهرو تابلوهاي نقاشي زيبا و آثار هنري ديده مي‌شود که اسامي هنرمندان کنار آن نوشته شده است. در هفته‌هاي آتي داستان اين تابلوها را هم براي شما خواهم گفت.
درمانگاه توسط يک روان‌پزشک مشاور که معادل عضو هيئت علمي در ايران است مديريت مي‌شود. هر روز در ابتداي درمانگاه، روان‌پزشک مشاور درمانگاه، يک دستيار سال بالا، يک دستيار سال پايين و اينترن که دراينجا فانديشن ناميده مي‌شود بيماران خود را براساس پرونده، مطرح مي‌کنند. اگر ديگران نظري دارند يکديگر را راهنمايي مي‌کنند و سپس هر يک مستقل، بيمار خود را مي‌بيند و در پايان کار پس از ويزيت بيماران، اقدام درماني خود را توضيح مي‌دهند و اگر نياز باشد همان‌جا اصلاح مي‌کنند. به عبارتي نظارت بر کار پزشکان درحال آموزش توسط استاد روان‌پزشکي همزمان در درمانگاه انجام مي‌شود.
بيماران توسط پزشکان عمومي و نورولوژيست ارجاع مي‌شوند و در درمانگاه پس از ويزيت بار اول، بسته به نياز بيمار ادامه‌ي درمان طولاني مدت انجام خواهد شد. معمولا ويزيت هر بيمار چهل وپنج دقيقه تا يک ساعت زمان مي‌برد و اين زمان براي بيمار بار اول يک ونيم تا دوساعت است. تمام اجزاي شرح حال به شکل مرسوم آن توسط روان‌پزشک مشاور بررسي مي‌شود، در انتها نکات به‌دست آمده توسط ديکتافون ضبط مي‌شود که منشي آن‌ها را تبديل به متن خواهد کرد. ازاطلاعات ثبت شده‌ي جلسه ويزيت در سيستم ريو -سامانه ثبت اطلاعات بيماران- يک نسخه براي پزشک عمومي فرستاده مي‌شود و همزمان يک نسخه هم براي بيمار ازطريق پست ارسال مي‌شود. در يک روز درمانگاه از ساعت ۹ صبح تا يک بعدازظهر بين ۴تا ۵ بيمار ويزيت مي‌شود و البته در برخي موارد هم بيماران دي ان اي يعني بيماران حاضر نشده هم وجود دارد.

 

هفته‌ي چهارم

 صفحه دوم. تابستان پرحادثه

يکي از نکاتي که شما بعد ازمدتي در لندن به چشم‌تان مي‌آيد مشاهده‌ي مليت‌هاي مختلف در اين شهر است. شما به کرات مسلمان‌ها را مي‌بينيد و ازچهره‌ي مردان خاورميانه‌اي و يا زنان محجبه مي‌توان آن‌ها را تشخيص داد. علاوه بر مسلمانان، به کثرت نژادهاي آفريقايي، مردم جنوب آسيا مثل هند و پاکستان و جنوب شرق آسيا هم به چشم مي‌خورند. البته آن‌چه که شنيدم در شهرهاي ديگر انگليس اين تنوع نژادي کمتر ديده مي‌شود.
يک روز بعد ازورودمان به انگليس، حمله‌ي تروريستي #منچستر اتفاق افتاد که در اخبار شبکه‌هاي تلويزيوني تا چند روز به آن پرداخته مي‌شد. بعد از آن در چهارم ژوييه حمله‌ي #پل_لندن رخ داد که چندنفر مجروح و کشته شدند. در آن شب تا نزديکي‌هاي صبح، صداي آژير آمبولانس و ماشين پليس در خيابان شنيده مي‌شد و در نهايت در چهارده ژوييه حادثه‌ي آتش سوزي برج #گرنفل پيش آمد. اين سه اتفاق، تابستان امسال لندن و انگليس را پرحادثه کرد. انگار قبل از آن، کمتر به اين شکل، اتفاق‌هاي ناگوار پشت سر هم رخ داده بود.
در اين روزها، نکته‌اي که توجه‌ام را جلب کرد و کمي هم کنجکاو بودم اين بود که در کوچه و خيابان، اتوبوس و مترو آيا تغيير رفتاري نسبت به افراد مهاجر يا مليت‌هاي غيرانگليسي رخ مي‌دهد ياشنيده مي‌شود؟ در حد جستجوي من، چيزي مشاهده نکردم و تغيير رفتاري مبني بر تنفر يا انزجار مشاهده نمي‌شد. البته نظر من براي مشاهده و قضاوت کافي نبود ولي حداقل من تغييري را مشاهده نمي‌کردم. البته بعد از چند روز مواردي ازحمله به مسلمان‌ها گزارش شد.
و نکته‌ي آخر، دقت مي‌کردم ببينم چقدر مردم در محاوره‌ي روزمره به اين مسائل مي‌پردازند، اما جالب بود که در محيط بيمارستان در فواصل بين کار، صحبتي نسبت به اين اتفاقات مطرح نمي‌شد. افراد در حين کار معمولا به مسايل کاري خود مي‌پردازند و نديدم راجع به اين اتفاقات، صحبت کنند، يا به تفسير وقايع بپردازند يا درمورد آينده، احتمالات و حدس و گمان ‌هاي پيش رو نظر بدهند. براي من که در ايران معمولا بخشي از کار روزانه بحث و تفسير وقايع سياسي و اجتماعي روز باهمکاران بود اين واکنش، عجيب به نظر رسيد.